تهديدات عليهِ امنيت زيست‏ محيطى (بخش 1)

تهديدات عليهِ امنيت زيست‏ محيطى (بخش 1)

پنجشنبه ۰۸ آذر ۱۳۹۷ ساعت ۰۵:۳۲
امتیاز این گزینه
(1 رای)

محمّد حسين احمرلويى
از جمله برترين نيازهاى اساسى هر فرد در طول حيات مادّى و معنوى، ايمن بودن و نداشتن ترس از بروز خطر و بلاياى طبيعى و غيرطبيعى است. 1 امنيت در زندگى بشر يك پديده حياتى است كه بدون آن، ادامه حيات با دشوارى هاى جدّى روبه رو خواهد بود. از طرفى امنيت يكى از اهداف مهمّ نظام هاى سياسى بوده و تأمين آن وظيفه هر حكومتى است. 2


از نظر لغوى، امنيت در فارسى به مفهوم ايمنى، آرامش و آسودگى است. 3 «فرهنگ انگليسى به فارسى آريان پور»، واژه امنيت را ايمنى، مصونيت، خاطرجمعى، تأمين و وثيقه ترجمه كرده است. 4 البتّه چيستى امنيت از سوى تحليل گران روابط بين الملل، بعد از جنگ سرد مورد پرسش واقع شد. برخى نبود امكان جمع ميان تعاريف امنيت را مطرح مى نمايند. 5
از آنجا كه امنيت يك وضعيت چندلايه و پيچيده اى از مجموعه آسيب پذيرى ها، تهديدات و نابسامانى هاى داخلى همراه با ابعاد خارجى شان است، بنابراين يك الگوى چند وجهى بر فضاى امنيت مسلّط است و بايد زمينه هاى انسانى، اقتصادى و اجتماعى را جزء جدا نشدنى امنيت فرض نمود. پديده هايى نظير محروميت، توزيع امكانات، فرصت ها و مصاديق توسعه اقتصادى، ظرفيت نهادهاى اجرايى و ... بايد به عنوان اتّفاقات و شاخص هايى شناخته شوند كه مى توانند به نحوى، به مسئله ثبات مرتبط باشند يا اينكه شرايط بى ثباتى را در جامعه ايجاد نمايند. 6 همچنين امنيت تا حدودى موضوعى احساسى و ذهنى است و نسبت به ميزان قدرت و موقعيت جغرافيايى و شرايط ژئوپلتيكى كشورها متغير است. 7
امنيت ملّى
هرچند كلمات ملّى و امنيت ملّى كلماتى قديمى هستند، ولى تركيب آنها يك پديده جديد محسوب مى شود. واژه امنيت ملّى مانند ديگر مفاهيم علوم انسانى، داراى مفاهيمى متعدّد، مبهم و پيچيده است كه ريشه در برداشت متفاوت افراد، گروه ها و كشورها از اين مفهوم دارد. امنيت ملّى را مى توان مجموعه شرايط و امكانات پويايى دانست كه تحقّق نيازهاى سياسى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى را ميسّر مى سازد. اين شرايط ناشى از وضع جغرافياى سياسى، ساختار اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى يك جامعه و بالأخره جايگاه آن در نظام بين الملل است. 8 همچنين امنيت ملّى توانايى يك ملّت براى پيگيرى
23686 موعود، شماره 1، ص: 59
موفّقيت آميز منافع ملّى خود، در هر جاى دنيا، به همان گونه اى كه خودش آن را مى بيند، است. امنيت ملّى را مى توان شامل سياست دفاع ملّى و اقدامات غيرنظامى دولت براى تضمين ظرفيت بقاى خود، به منظور اعمال نفوذ و دست يابى به اهداف داخلى و بين المللى دانست. 9 اهمّيت امنيت از ديدگاه امام على (ع) به گونه اى است كه مناطق فاقد امنيت از ديدگاه ايشان، بدترين مناطق معرفى مى شود.
محيط زيست
به محيط اطراف كه به صورت مستقيم يا غيرمستقيم با ما در ارتباط است، محيط زيست گفته مى شود. 10 محيط زيست شامل سه بخش زير است:
الف) محيط زيست طبيعى: محيط زيست طبيعى ساخته دست بشر نيست و شامل عوامل جاندار و بى جان است؛
ب) محيط زيست اجتماعى: محيط زيست اجتماعى، محيطى است كه در آن زندگى مى كنيم؛
ج) محيط زيست انسان ساخت: محيط زيست انسان ساخت (مثل زمين كشاورزى) به محيطى گفته مى شود كه با توجّه به نيازهاى انسان، به دست انسان ساخته شده است.
كره زمين از هواكره (اتمسفر)، آب كره (هيدروسفر) و خاك كره (ليتوسفر) تشكيل شده است. به بيان ساده، محيط زيست به صورت محيط پيرامون ما تعريف مى شود و شامل هوا، آب و خاك است كه دربرگيرنده منابع حيات بخش زمين است. هواكره مخلوطى از گازها است كه از سطح زمين به بالا توسعه دارد. آب كره شامل اقيانوس ها، درياچه ها، رودخانه ها، مرداب ها و آب هاى كم عمق زيرزمينى است كه با آب هاى سطحى مخلوط مى شود. ليتوسفر به لايه هاى خاكى گفته مى شود كه قشر مركزى زمين را پوشانده است. به لايه نازكى كه دور زمين را پوشانده و از هواكره و خاك كره مجاور سطح زمين، همراه با آب كره تشكيل شده است، بيوسفر گفته مى شود كه در داخل آن، انواع مختلف حيات، از جمله انسان وجود دارد.
موادّ حيات بخش در فرم گازها، مايع و جامد در بيوسفر گردش كرده و حيات را براى جانداران ممكن مى سازند. زندگى و بقاى انسان ها يا به عبارتى امنيت انسان ها، به بيوسفر بستگى دارد. از آغاز زندگى، بيوسفر موادّ زايد حيات جانداران را گرفته و تبديل كرده است. در حالت عادّى براى هر عمل طبيعى آلودگى زا يا به عبارتى براى هر تغيير ناخوشايند فيزيكى، شيميايى يا زيستى، شاخص هاى طبيعت و براى هر حادثه اى كه كميت و كيفيت محيط زيست را خراب مى كند، فرآيندهاى طبيعى ديگرى وجود دارند كه كميت و كيفيت اوّليه را به محيط بازمى گرداند. 11 منابع موجود در بيوسفر، به طور كلّى به دو دسته تجديدپذير و تجديدناپذير تقسيم بندى مى شوند. منابع تجديدپذير به آن دسته از منابع گفته مى شود كه فرآيندهاى طبيعى موجود در طبيعت، قابليت احياى آنها را داشته و داراى چرخه طبيعى هستند.
منابع تجديدناپذير مثل يك معدن آلومينيوم، منابعى هستند كه محيط زيست قادر به احياى آنها نبوده يا تجديد آنها به سال هاى بسيار طولانى نياز دارد. 12
يكى از اهمّيت هاى محيط زيست براى كشورها، از بعد نظامى است. اجزاى محيط زيست، كاربرد زيادى در عمليات و طرح هاى نظامى، به ويژه به عنوان موانع طبيعى در عمليات پدافندى داشته و عامل برترساز بوده است؛ به عنوان نمونه، منابع آب هاى سطحى، اعّم از رودها، نهرها، ترعه ها، كانال ها، درياچه ها، مرداب ها و آبگيرها در طول تاريخ به روش هاى متفاوتى در عمليات نظامى، اعّم از آفندى يا پدافندى در نقش مانع به صورت مستقل يا تركيب با ساير موانع طبيعى و مصنوعى (مثل ايجاد سيلاب مصنوعى، غرقاب كردن اراضى، گل آلود كردن، اختلال در تدارك آب شيرين و ...) به كار گرفته شده است. عنصر آب، به عنوان يك عامل برترساز توان رزمى، براى استفاده در عمليات پدافندى گزينه مؤثّر است. عوارض آبى حتّى بدون ايجاد هر نوع تغيير يا اقدامات مهندسى و بستر طبيعى خود و نه در سطح كلّى منطقه عمليات، مورد استفاده قرار مى گيرند. دلايل عمده اى كه كاربرد آب در عمليات نظامى را به عنوان يك عامل برترساز، توجيه پذير مى سازند، عبارتند از: فراوانى، در دسترس بودن، ارزانى و مقرون به صرفه بودن، تجديدپذير بودن، سهولت بهره بردارى، كم صدا بودن در حين به كارگيرى (مناسب در غافل گيرى و عمليات فريب)، متّكى نبودن به منابع خارجى و مصونيت در برابر تحريم ها، نياز نداشتن به فناورى وارداتى و تجهيزات پيشرفته، بى نيازى به نفرات فراوان، چندمنظوره بودن كاربرد، احيا و آبادى اراضى باير، ايجاد عوايد و امكان برگشت سرمايه، سازگارى با محيط زيست و .... همچنين با پيدايش ملاحظات جديد ژئوپلتيكى و ژئواكونوميكى در عرصه سياست جهانى در مورد آب، تأثير و اهمّيت انكارناپذير اين عنصر محيط زيستى در منافع ملّى كشورها، به ويژه در مناطق بحران خيز، بيشتر عيان مى گردد. 13 البتّه تاريخ نظامى بيانگر كاربرد گسترده عناصر محيط زيست در عمليات هاى نظامى براى تأمين امنيت ملّى كشورها است كه تنها به عنصر آب، به عنوان نمونه اشاره شد.
براى نشان دادن اهمّيت محيط زيست، به ويژه در جدار مرزها، بايد اشاره كرد كه يكى از اهداف حمله 1980 م. «عراق» به «ايران»، با هدف برقرارى اقتدار كامل بر آب راه راهبردى و تجارى «اروندرود» كه دو كشور را از يكديگر جدا مى كند، صورت گرفت. 14 همچنين مسائلى چون ماهى گيرى و آب شيرين در روابط بين برخى از كشورها، به مثابه موضوعى جنجال برانگيز، طرح گرديده است. در اين ميان، آب شيرين داراى اولويتى چشم گير است كه به مثابه بحران امنيتى بسيارى از كشورها از آن ياد مى شود تا آنجا كه برخى از امكان تبديل شدن آب به يك ابزار فشار در دست برخى از قدرت ها، براى ايجاد تغييرات سياسى، فرهنگى و اقتصادى، سخن گفته اند.
با توجّه به مناطقى، چون «خاورميانه»، «آفريقا» و «آسياى مركزى»، هر دو نوع تلقّى امنيتى مستقيم و غيرمستقيم در موضوع آب، وجود دارد. موضوع دست يابى به منابع غذايى موجود در درياها با تأكيد بر ماهى ها نيز حكايت از منازعات جدّى بين كشورها دارد؛ از جمله مى توان به جنگ كود وار(Code war) بين «انگلستان» و «ايسلند» در سال 1972- 1973 م. اشاره كرد كه با توجّه به همين بعد زيست محيطى، قابل تفسير است. 15
23686 موعود، شماره 1، ص: 60
در حالت طبيعى انواع مختلف حيات با محيط زيست در حالت تعادلند و نظام هايى طبيعى در بيوسفر وجود دارند (به عنوان مثال، چرخه آب در طبيعت) كه اين تعادل را برقرار و حفظ مى كنند و اگر به هر دليلى اين تعادل به هم بخورد، امنيت غذايى، بهداشتى، سلامتى و به طور خلاصه، بقاى انسان تهديد مى گردد. اين تهديد مى تواند به صورت عمدى و غيرعمدى صورت گرفته و در سيستم طبيعى محيط زيست اختلال ايجاد نمايد. هرچند آلودگى هوا توسط خودروها و صنايع، آلودگى آب توسط نفت كش ها و فاضلاب هاى صنعتى، آلودگى خاك توسط زباله هاى انسانى و صنعتى را مى توان از نمونه تهديدهاى غيرعمدى محيط زيست به حساب آورد، امّا در تهديدهاى عمدى، مزيت ژئواكونوميكى، كشورهاى هدف را نشانه مى رود و اين قابليت براى دولت ها و تروريست ها وجود دارد كه با مطالعه نظام هاى طبيعى تعادل بخش بيوسفر (كه اغلب وجوه مشتركى از اين نظر در محيط زيست كشورهاى مختلف وجود دارد)، بتوانند عوامل برهم زننده اين نظام ها را كشف كرده و با برنامه ريزى و برهم زدن بخشى از اين تعادل، امنيت زيست محيطى را به صورت محلّى، منطقه اى و حتّى شايد در آينده به صورت جهانى، تهديد نمايند. اين توانايى وجود دارد كه دولت ها ابتدا با مطالعه و شناسايى و سپس با دستكارى در چرخه هاى محيط زيست كشورهاى هدف، بتوانند نظام طبيعى محيط زيست را مختل و با تضعيف امنيت زيست محيطى، شرايط را براى وقوع بحران هاى اقتصادى، سياسى و حتّى نظامى براى كشورهاى هدف در يك بازه زمانى، فراهم نمايند و براى تحقّق بخشى از اهداف خود در حوزه جانداران، از حملات بيوتروريستى استفاده كنند.
امنيت زيست محيطى
موضوعات امنيتى را مى توان به دو دسته سنّتى و غيرسنّتى تفكيك و چنين ادّعا نمود كه مسائل سنّتى، از قبيل ناسيوناليسم، قوميت، توليد و تكثير سلاح هاى كشتار جمعى، ثبات نظامى، سياسى و منطقه اى و ... در معاملات امنيتى در قياس با مسائل غيرسنّتى امنيت، از قبيل مسائل زيست محيطى، وضعيت اقتصادى، سازمان هاى جنايى فراملّى و چند ملّيتى، مهاجرت هاى گسترده و ... از اهمّيت كمترى برخوردار هستند. در ميان تهديدات غيرسنّتى، مسائل زيست محيطى، با توجّه به گستره و تأثيرش، توجّه بسيارى از انديشه گران را به خود معطوف داشته است. 16 بوزان، امنيت نظامى، امنيت اجتماعى، امنيت سياسى و امنيت اقتصادى را تابعى از امنيت ملّى دانسته و امنيت زيست محيطى را نيز به آنها اضافه كرده و آن را ناظر بر حفظ محيط كلّى جهانى، به عنوان سيستم پشتيبانى ضرورى كه تمام حيات بشر به آن متّكى است، تعريف مى كند. 17
با روند رو به گسترش تغيير و تحوّل جهانى در حوزه هاى مختلف سياسى، برقرارى امنيت فراگير، با تعابير جديد پيوند خورده است. در سال 1980 م. مشخّص گرديد كه امنيت فقط به معنى جلوگيرى از حمله نظامى نيست؛ بلكه ابعاد ديگر اقتصادى و زيست محيطى را نيز در بر خواهد گرفت. حادثه راكت هسته اى «چرنوبيل» در سال 1986 م. و مناقشات روزافزون به دست آوردن ذخاير ارزشمند انرژى، سبب تغيير اين ديدگاه شده است. براى اوّلين بار در سال 1990 م. عبارت امنيت فراگير در معاهدات امنيتى، پذيرفته شد. آلوده كردن محيط زيست، تغييرات آب و هوايى، كمبود آب و حوادث غيرمترقّبه طبيعى در توسعه سياسى و اقتصادى تأثيرگذار بوده و مى تواند تأثيرات فاجعه بارى بر جامعه داشته باشد. حوادث زيست محيطى با منشأ تغييرات آب و هوايى مى تواند گرسنگى، فقر و ناآرامى هاى اجتماعى گسترده ايجاد نمايد. بروز ناآرامى در يك منطقه، مى تواند سبب گسترش آن به كشورهاى هم جوار گردد. 18 هرچند تغيير مفهوم امنيت ملّى براى سازمان هاى امنيتى (به معنى فراگير شدن امنيت) مى تواند تا اندازه اى، محدوديت هايى براى ملّت ها ايجاد نمايد، ولى تأمين امنيت جزو مهم ترين وظايف دولت هاست. اين وظيفه خطير، امروزه به سازمان هاى اطّلاعاتى، امنيتى سپرده شده است تا بتوانند با تروريسم، افراطگرايى و ... مبارزه نمايند كه در اين ميان، بيوتروريسمى كه محيط زيست را هدف قرار مى دهد نيز، اهمّيت خاصّى پيدا مى كند.
پى نوشت ها:
______________________________
(1). رزمجوى، 1368: 3.
(2). مجموعه مقالات چشم انداز، 1385: 409.
(3). عميد، 1363: 198.
(4). آريان پور، 1378: 1298.
(5). افتخارى، 138: 24.
(6). مجموعه مقالات چشم انداز، 1385: 409.
(7). رزمجو، 1386: 3.
(8). ساوه درودى، 1386: 56.
(9). رزمجو، 1386: 3.
(10). گمراوى، 1385: 10.
(11). تركيان، 1374: 2.
(12). شوراى تأليف، 1388: 4.
(13). نعمتى، 1385: 95.
(14). ساوه درودى، 1386: 169.
(15). افتخارى 1381: 349.
(16). افتخارى، 1381: 342.
(17). بوزان، 1378: 34.
(18). براماندل 1387: 74.
منبع: فصل نامه علمى پژوهشى جامعه اطّلاعاتى.


نوشتن نظر