سخن سردبیر
موقعیت شما: صفحه یک»سخن سردبیر

آنگاه که آدمی، در پی پرسه زدن خودبنیادانه در عرصه زمین، در اوج ندامت و انفعال و خضوع، چونان هبوط کرده از عرش الرّحمن بر فرش الشّیطان، قصد حج می‌کند، امید می‌ورزد در این مسیر، دیگر بار مجالی و روزنه‌ای برای فرارفتن بیابد؛ دیگر بار دری گشوده بیند و آغوشی را که او را پذیرا ‌شود و در جمع محرمان حرم بار ‌دهد.
بقلم استاد اسماعیل شفیعی سروستانی

طیّ یک‌ سال و نیم گذشته، وقتی جریان حوادث «سوریه» بالا گرفت، بارها، مستقیم و غیر مستقیم در معرض این سؤالات قرار گرفتیم که: آیا ممکن است آنچه در سوریه می‌گذرد، مصداق پیش‌بینی روایت‌ها درباره خروج سفیانی از شام باشد؟
هرچه بر میزان جنایت‌های سلفی‌ها، به عنوان فرزند‌خواندگان ابوسفیان و معاویه نیز افزوده شد، بر این گمان دامن زد؛ به ویژه، وقتی که گردان‌های شمر، حرمله و معاویه و ... از سی و سه كشور دنیا در سوریه، روی حجاج بن یوسف ثقفی را سفید کردند و به رسم سفیانی، شکم زنان را دریدند و کودکان بیگناه را سر بریدند.

هیچ کس نمی‌تواند ادّعا کند قادر به تبیین و تشریح سلسلة بلند مجامع مخفی، ارتباط سازمانی این مجامع و نحوة دقیق عملکرد آنهاست. با این همه، با تکیه به بسیاری از قراین و شواهد که عمدتاً حاصل تلاش‌های مصرّانة برخی از پژوهشگران از جان گذشته است، می‌توان میان این مجامع مخفی، اشراف سیاه اروپا و به ویژه «انگلیس» و یهود ارتباطی تنگاتنگ یافت.

بی‌شك، بزرگ‌ترین مضطرّ تاریخ، امامی است كه ناگزیر، در پس پرده غیبت چونان طردشدگان مانده است. همو كه در انتظار فرا رسیدن وقت گشایش بخت فروخفته محرومان و آمادگی و همراهی آنان برای بركندن درخت ستم لحظه‌شماری می‌كند... با آگاهی از نقش‌آفرینی شیعیان در سرانجام تاریخ و همراهی آنان با موعود مقدّس، به امید تغییر مسیر تاریخ، همه سعی خود را مصروف تصرّف مناطق استراتژیك در جغرافیای حضور و عمل منجيّ موعود و انهدام و انعدام شیعیان همراهی كننده با ایشان كرده‌اند.

پس از چند سال حركت خزنده، امّا فراگیر فرقه‌های نوظهور و فرقه‌های تجدید حیات یافته در «ایران»، درج تدریجی اخبار و مقالات در مطبوعات و سخنرانی‌های مردان اهل درد و هوشیار در اقصا نقاط كشور موجب شد تا موجی فراگیر در میان گروه‌های اجتماعی، به ویژه جوانان متديّن، علیه این جریان خطرناك و طرّاحی شده از سوی غرب، به عنوان استراتژی انهدام از درون، علیه شیعه‌خانه امام زمان(عج)، به راه بیافتد.

در ادبیات سیاسی و اجتماعی عموم اقوام و ملل، عبارت سیم‌های خاردار، مفهوم حصر، مرز، ممنوعيّت و ممانعت را متبادر به ذهن می‌سازد، خواه آنكه این سیم‌ها، بر جغرافیای زمین، حصار و مرزی را معلوم كرده باشند و خواه آنكه در قالب تمثیل، اندیشه، ذهن و زبانی را در بند و بست خود محصور كرده باشند و درست، به همان سان كه تیزی خارهای سیمی دست و پا را مجروح و زخمی می‌كنند، تیزی حصار اندیشه و مانع فراروی جریان سيّال ذهن، قلب را مجروح كرده و می‌آزارد. از این روست كه به جز برپاكنندگان سیم‌های خاردار، باقی خلق روزگار یك صدا فریاد برمی‌آورند: من از سیم‌های خاردار متنفّرم!

پیش از این درباره مثلث شوم مسلمانان صهیونیست یعنی سه ضلع وهّابیت، بهائيّت و لیبرالیست‌ها گفت‌وگو شد. این سه جریان با خاستگاهی واحد، رویكردی واحد و منشأیی واحد، هجمه فرهنگی خود را به جهان اسلام آغاز كردند. پوشش فعّالیت‌های تبلیغی و فرهنگی، این جماعت را برای مدّتی از تیررس عموم مسلمانان و عكس‌العمل‌های آنان دور نگه می‌داشت؛ امّا بر  اهل علم و بینش سیاسی پوشیده نبود كه این سه جریان با گذر از فاز صوری فرهنگی، به فاز سیاسی وارده شده و به عنوان خطری جدّی كیان فرهنگ اسلامی و سرزمین‌های اسلامی را به نفع استعمار غربی به مخاطره خواهند افكند.

بیش از 160 سال است که کلوپ‌های خصوصی اشراف، به عنوان گوشة دنجی برای طبقة مؤثّر در سیاست‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی «آمریکا» و جهان در این کشور فعّالیت دارند. این کلوپ‌ها اکثراً مردانه، در نگه داشتن قدرت در دستِ جمعِ محدودی از طبقة اشراف نقش اساسی دارند؛ امّا با گذر زمان، محدودیت‌های این کلوپ‌ها برای نژاد، قومیت و جنس اعضا کم رنگ‌تر شده است.

سخنان استاد شفیعی سروستانی در شصت و یکمین نشست از سلسله نشت‌های فرهنگ مهدوی که در این برنامه به بیان موضوع فراخوانی شیاطین و نحوه ورود شیاطین به دنیای ما در آخرالزمان و وضعیتی که جهان در این دوران دارد و تنها راه نجات ...  پرداخته می شود.

دانلود : فراخوانی شیاطین

عبارت «جاهلیّت»، خواننده را بلافاصله هزار و چهار سال به عقب می‌کشد. به عصری و در میان نسلی که به دلیل دارا بودن پاره‌ای از صفات و اقدام به برخی اعمال در نزد اهل فرهنگ و تمدّن «جاهل» شناخته شده‌اند. «جاهل»، گاه مترادف با «بی‌خبر»، «بدوی»، «فاقد فرهنگ و ادب» و آنکه مبتلای تعصّب، پستی طبع و قتل و غارت شناخته شده است و در خود مفهومی از «مذمّت» و سرزنش را پوشیده دارد.
اسماعیل شفیعی سروستانی

 

7
صفحه 7 از 12