امامان و ائمه

ولادت او در روز آدينه بود، هشت شب گذشته بود از ربيع الاخر سال 232 ق، لقبش هادى، زكى، سراج و عسكرى بود. نام مادرش حديث، غزال و سوسن بود و فرزندانش خلف قائم، مهدى (ع) بود، موسى، جعفر، ابراهيم، فاطمه، عايشه و دلاله بودند و شيخ المفيد؛ مى گويد: ما او را به جز قائم فرزندى ديگر نمى دانيم. بدرستى كه كريمترين و سخى ترين مردم عصر خود بود و در روايات است

آنگاه كه گردآمدگان در غدير خم، چشم بر دهان محمد مصطفى 6 دوختند تا در جمع يكصدوبيست هزار نفرى خود، سخنانش را بشنوند. نبى اكرم (ص) پس از حمد و ثناى خداوند و دعوت مردم به سوى خاندان گرامى نبوت و چنگ زدن به ريسمان ولايت على بن ابيطالب (ع) فرمودند:
«اى گروه مردمان!...

پايان روز عاشورا، سرآغاز حضور هنرمندانه و باشكوه يگانه زنى است كه گوييا همه صحنه عاشورا براى نقش آفرينى او فراهم آمده بود. چنانست كه الگوى ازلى و نمونه ابدى ساخته شده در ظهر عاشورا بى حضور زينب (س) ناقص مى ماند، بدان سان كه بى نقش آفرينى او، داستان كربلا بى سرانجام رها مى شد. آغاز حضور زينب (س)، پايان نبرد حسين (ع) است، پايان هنگامه رويارويى مردى با مرگ سرخ تا از پس آن آدابى سر بر آورد و سنتى آغاز شود كه تماميت آن را زينب (س) عهده دار است.

آيت الله العظمى وحيدخراسانى
وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ. 1
نبايد مؤمنان همگى بيرون رفته و رسول را تنها بگذارند بلكه چرا از هر طائفه اى گروهى براى جنگ و گروهى نزد رسول براى آموختن علم مهيا نباشند؟ تا آن علمى كه آموخته اند به قوم خود بياموزند كه قومشان هم شايد خداترس شده و از نافرمانى حذر كنند.

پ. ميعاد
تمام بخش هاى زندگى  حضرت زينب كبرى (س)، نشانگر يك نكته است: ايشان وارث پنج تن آل عبا (ع) بود. چنين چيزى از اعمال و رفتار و كمالات ايشان پيداست؛ بلكه اين ويژگى در القاب ايشان هم متجلّى شده است. حضرت زينب (س) را «شير نوشيده از وحى»، 1 «مايه سرور على بن ابى طالب (ع)»، 2 «نايب فاطمه زهرا (س)»، 3 «مشتق شده از حسن مجتبى (ع)» 4 و «نايب امام حسين (ع)» 5 خوانده اند. اين القاب، برخاسته از اعمال و رفتار آن بانوى گرامى است؛ و الّا، بى جهت بر سر زبان ها نمى افتاد.

مدينه غمگنانه لحظات سنگين خويش را سپرى مى كرد، غم سنگينى سينه شهر رسول اللَّه را مى فشرد.
لحظه ها مى رفتند تا مدينه بماند بدون رسول اللَّه زمين و آسمان چشم به خانه پيغمبر دوخته بودند.
صداى گريه زهرا، سلام اللَّه عليها، شدت گرفت، پيامبر سرشان را به طرف حضرت زهرا بالا برد و فرمود: عزيز دلم، فاطمه جان! چرا گريه مى كنى؟...

سيدمهدى شجاعى
منشور ملكوتى فاطمه، عليهاالسلام، را از ابعاد مختلف بايد نگريست. معدود زنانى نامهاى خود را بر گذرگاه تاريخ حك كرده اند. اما اينان زنانى بوده اند كه يك شاخه از نهال وجودشان را به بارورى و تجلى نشسته اند. نام آسيه را دستهاى شهامتش حك كرده است و نام مريم را چشمهاى قداستش و حتى نام خديجه را قلب رأفتش. اما شخصيت فاطمه، عليهاالسلام، منشورى چندبعدى است كه با افق ديدهاى مختلف شايسته بذل توجه است.

مدينه غمگنانه لحظات سنگين خويش را سپرى مى كرد، غم سنگينى سينه شهر رسول اللَّه را مى فشرد.
لحظه ها مى رفتند تا مدينه بماند بدون رسول اللَّه زمين و آسمان چشم به خانه پيغمبر دوخته بودند.
صداى گريه زهرا، سلام اللَّه عليها، شدت گرفت، پيامبر سرشان را به طرف حضرت زهرا بالا برد و فرمود: عزيز دلم، فاطمه جان! چرا گريه مى كنى؟

مرتضى مهدوى يگانه
جايگاه وجود انسان هاى كامل در عرصه آفرينش، از وسعت و فُسحتى شگفت انگيز برخوردار است و هيچگاه محدود به مرزهاى زمان و مكان نمى شود. معناى اين سخن آن است كه ساحت وجودى چهارده نور پاك و مقدّس اهل بيت (ع) مراتب و مظاهرى را داراست كه زندگى دنيوى و مادّى آنان، تنها يكى از آنها به شمار مى آيد و ساحت ها و مرتبت هاى ديگر آن، خصوصاً مدارج عاليه آن، هرگز در محدوده مادّه و زمان و مكان محصور نيست و به عبارت ديگر، در همه مراتب وجود، حضور و ظهور دارد.

على حائرى مجد
در كنار وظيفه هدايت اعتقادى مردم، مواضع علمى امام عسكرى (ع) در پاسخ هاى قاطع و استوار درباره شبهه ها و افكار كفرآميز و بيان كردن حق، با روش مناظره و گفت وگوى موضوعى و مناقشه ها و بحث هاى علمى و هم زمان با آن فعّاليت ها، كوشش هاى ديگر، همچون صادر كردن بيانيه هاى علمى و تأليف كتاب و مانند آن را برعهده داشت.

2
صفحه 2 از 65