اهرم های سیاسی غرب برای کنترل جمعیت مسلمانان

اهرم های سیاسی غرب برای کنترل جمعیت مسلمانان

سه شنبه ۱۰ دی ۱۳۹۸ ساعت ۱۹:۳۶
امتیاز این گزینه
(1 رای)

صالح قاسمى
«ایالات متّحده آمریكا»، طى دهه پنجاه میلادى، متوجّه این مسئله شد كه اگر سطح تكنولوژى بین كشورها، به خصوص در زمینه نظامى مساوى شود، افزایش جمعیت، عامل برترى خواهد بود؛ همان گونه كه كشورهایى مثل «هند»، «چین» و «پاكستان»، امروز به تكنولوژى علمى و نظامى غرب و آمریكا دست یافته اند و امروز تهدیدى جدّى براى غرب و اروپا هستند.
در دهه هفتاد و زمان هنرى كسینجر، مشاور امنیت ملّى رئیس جمهور وقت آمریكا، پروژه اى درباره روند فزاینده رشد جمعیت جهانى بر امنیت ملّى آمریكا، طرّاحى و انجام شد.


این پروژه روند فزاینده رشد جمعیت جهانى را بر خلاف امنیت ملّى آمریكا مى دانست و با تشریح استراتژى آمریكا در مورد جمعیت جهانى، سیاست ها، راهكارها، چگونگى همكارى سازمان هاى بین المللى و روش ترغیب و اقناع رهبران كشورهاى مورد نظر براى كاهش روند رشد جمعیت را تبیین مى كرد.

بر اساس این پژوهش، افزایش جمعیت در كشورهاى كمتر توسعه یافته با فرهنگ غنى، منجر به افزایش مصرف این منابع در راستاى تأمین رفاه و معیشت مردم آن كشورها شده است و در نتیجه نفت و دیگر منابع با افزایش قیمت و در واقع كاهش دسترسى غرب و آمریكا مواجه مى شوند و منافع اقتصادى آنها را به خطر مى اندازد.

ساموئل هانتینگتون در بخشى از مصاحبه خود درباره تمدّن اسلام و چین و چالش آنها با تمدّن غرب، با اشاره به نقش روزافزون مسلمانان مى گوید: تمدّن اسلام، تمدّنى است كه چالش آن تا حدودى متفاوت از دیگر چالش هاست؛ چرا كه این تمدّن اساساً ریشه در نوعى پویایى جمعیت دارد. رشد بالاى زاد و ولد كه در اكثر كشورهاى اسلامى شاهد آن هستیم، این چالش را متفاوت كرده است. امروزه بیش از 20% جمعیت جهان اسلام را جوانان 15 تا 25 ساله تشكیل داده اند. 1

از همین رو، این كشور بخشى از سیاست هاى خارجى اش را بر مبناى كنترل جمعیت كشورهاى جهان سوم و خصوصاً كشورهاى اسلامى متمركز كرده است و این مهم را از طریق «صندوق جهانى پول»، «سازمان ملل متّحد» و سازمان هاى وابسته به آن، مثل «سازمان بهداشت جهانى»، «سازمان كشاورزى و تغذیه بین المللى» و غیره انجام مى دهد.

آمریكا بر این مسئله باور دارد كه بالأخره كشورهاى در حال توسعه، به تكنولوژى غرب، به خصوص تكنولوژى نظامى آن دست خواهند یافت. این باور در نتیجه تجربه آن در چین، هند، پاكستان و كشورهاى دیگر بوده است. به همین دلیل، این كشور در سیاست خارجى اش در مورد عامل جعیت، بر اساس چند استراتژى عمل مى كند:

1. تجزیه كشورهاى پرجمعیت به كشورهاى ضعیف و نیازمند
تبدیل كشورهاى پرجمعیت به كشورهاى كم جمعیت (كوچك)، كشورهاى در حال توسعه را محتاج كشورهاى غربى نگه مى دارد كه این مهم با سیاست هاى كاهش جمعیتى، تحت عنوان تنظیم خانواده، تلاش براى تجزیه جمعیت هاى تحت فرمان یك نظام سیاسى و ممانعت از اتّحاد كشورهاى اسلامى و عربى اجرایى مى شود.

یكى از نویسندگان غربى، در توضیح این رویكرد مى گوید: باتوجّه به اینكه ممكن است شرایط یكسان بشود، بنابراین تمركز جمعیت بسیارى، تحت یك حاكمیت سیاسى، ما را وادار مى كند تا آنها را به تعدادى از واحدهاى سیاسى كوچكتر تقسیم كنیم.

2. حمایت هاى بى دریغ مالى و غیرمالى سازمان هاى بین المللى از طرح هاى كاهش جمعیت كشورهاى مسلمان
باور هر آن كس كه دندان دهد، نان دهد، ریشه در اعتقادات و ارزش هاى مذهبى ما دارد و بر اساس آیات و روایات، سقط جنین، گناهى نابخشودنى است؛ حال آنكه سیاست هاى سازمان جهانى بهداشت، تحت عناوینى چون تنظیم خانواده یا بهداشت بارورى، دربرابر ارزش هاى دینى ما ایستاده است و با طرح مسئله فقر و تأمین معاش، حتّى سقط جنین را امرى عادّى جلوه مى دهد و این در حالى است كه دیدگاه هاى فلسفى سیاست هاى جمعیت شناسى كه بر اساس بى دینى پایه گذارى شده، با دین اسلام در تضادّ است.

با وجود این، آمریكا با مدیریت سیاسى در كشورهاى اسلامى، آنها را به لزوم پذیرش و تقویت سیاست هاى جمعیتى، به منظور كاهش جمعیت، متقاعد مى سازد و از طریق مؤسّساتى مانند «آژانس رشد و توسعه بین المللى آمریكا»، 2 (باث فایندر) 3 وهمچنین سازمان هاى بین المللى، همچون سازمان بهداشت جهانى، سازمان تعذیه و كشاورزى بین المللى (فائو)، «سازمان فرهنگى» (یونسكو) و «شوراى جمعیتى»، هزینه اجراى طرح هاى كاهش جمعیت و تولید و توزیع وسایل پیشگیرى از باردارى را تأمین مى كند.

دخالت هاى مالى و ارائه خدمات مربوط به كنترل جمعیت از همین دست است؛ به نحوى كه در این كشورها با وجود شرایط سخت تحریم ها، ابزار كنترل جمعیت و داروهاى پیشگیرى از باردارى، به وفور در دسترس همگان وجود دارد و حتّى براى شرایط بحران، مانند سیل و زلزله، انبار مى شود.

3. ترویج فرهنگ منحطّ غرب در جوامع اسلامى
غرب از سوى دیگر، با نفوذ فرهنگى و تغییر ارزش هاى جوامع اسلامى و نگاهى كه دین ما به بحث باردارى و فرزندآورى دارد، هدف كاهش جمعیت در كشورهاى اسلامى را دنبال مى كند.
این سیاست ها و پشتیبانى مالى، علاوه بر آنكه نظر غرب را در جابه جایى منحنى جمعیت در كشورهاى اسلامى تأمین مى كند، با نفوذ فرهنگ غربى در جوامع اسلامى، خطر نابودى ارزش هاى اجتماعى را كه از دین اسلام سرچشمه مى گیرد، با خود به همراه دارد و باعث مى شود تا ارزش هاى اجتماعى در چارچوب نظام بى دینى غرب شكل بگیرد.

4. قانون كنترل اجبارى جمعیت مسلمانان در كشورهایى با اقلّیت مسلمان
براى روشن شدن ابعاد این طرح ها به یك نمونه توجّه بفرمایید.
مقامات ایالت غربى «راخین» در «میانمار»، قانونى را تدوین كرده اند كه بر اساس آن، خانواده هاى مسلمان نمى توانند بیش از دو فرزند داشته باشند. به ادّعاى خبرگزارى «فاكس نیوز» و «آسوشیتدپرس»، آنها مدّعى اند كه این قانون براى كاهش تنش ها بین مسلمانان و بودایى ها است. افزایش تنش میان مسلمانان و بودایى ها در ماه هاى اخیر، منجر به بروز خشونت هاى گسترده علیه اقلّیت مسلمان این كشور شد و واكنش هاى جهانى را علیه دولت میانمار برانگیخت. خشونت هاى فرقه اى در میانمار از یك سال پیش، از منطقه راخیت آغاز شد. تعداد زیادى از بودایى هاى مسلّح به سلاح هاى سرد، به خانه هاى مسلمانان هجوم برده و صدها نفر از آنها را كشتند. این درگیرى ها تا كنون باعث آوارگى هزاران نفر از مسلمانان «روهینگا» شده است.

دولت میانمار، این مسلمانان را به عنوان شهروند میانمار، به رسمیت نشناخته و آنها را بنگالى هاى مهاجر مى داند. این در حالى است كه سازمان ملل، به آزار و اذیت مسلمانان روهینگا در میانمار اذعان داشته و هشدارهایى به دولت این كشور براى جلوگیرى از خشونت فرقه اى داده است و حالا مقامات میانمار مدّعى اند كه با قانون جدید، تلاش مى كنند اختلافات قومى، مذهبى در این كشور را كنترل كنند. این قانون شامل دو شهرى خواهد شد كه داراى مرز مشترك با بنگلادش بوده و نیز بیشترین تعداد جمعیت مسلمان را در خود جاى داده اند.

وین مایینگ، سخنگوى ایالت راخین، اعلام كرد این قانون پس از آن تدوین شد كه یك كمیسیون دولتى پیشنهاد داد براى كاهش تنش ها در این منطقه بحرانى، سیاست هاى تنظیم خانواده به كار گرفته شود. قابل توجّه است، هم زمان با افشاى این قانون، تین سین، رئیس جمهور میانمار، در مصاحبه با شبكه «سى. ان. ان» ادّعا كرد در كشورش، سیاست تبعیض نژادى یا مذهبى وجود ندارد. وى افزود: ما هم اكنون در میانمار یك دولت منتخب و دمكراتیك داریم. این دولت وظیفه دارد كه بنا به میل و خواسته مردم عمل كند. اصلاحاتى كه هم اكنون در حال نهادینه شدن است، بنا به خواست و اراده مردم صورت مى گیرد.

نگرانى مفرط نظام سلطه از كاهش مسیحیان و افزایش مسلمانان

ترس و نگرانى از افزایش جمعیت كشورهاى مسلمان را مى توان در اظهارات دیگر اندیشمندان و تئورى پردازان غربى مشاهده كرد. ساموئل هانتینگتون، نظریه پرداز آمریكایى، نگرانى اش را این گونه بیان مى كند: توسعه جمعیت مسلمانان بسیار بالاتر و بیشتر از كشورهاى همسایه و در كلّ جهان مى باشد. جمعیت مسلمانان، ده برابر جمیعیت اروپاى غربى، افزایش یافته است. این تحوّل باعث تغییر موازنه دینى جهانى مى شود. مسلمانان 18% جمعیت جهان را در سال 1980 م. داشته اند و پیش بینى مى شود این جمعیت در سال 2000 م. به 23% و در سال 2025 م. به 31% برسد. این افزایش بیشتر از افزایش تعداد مسیحیان خواهد بود.

جمعیت جوانان مسلمان، خطرى بزرگ براى صهیونیسم جهانى

به باور ساموئل هانتینگتون، وقتى جوانان 15 تا 24 ساله، به 20% كلّ جامعه برسند، تركیب جمعیتى چنین رشدى، ممكن است عواقب اجتماعى و سیاسى داشته باشد؛ زیرا جوانان به دنبال اصلاحات، انقلاب و اعتراضات هستند. از لحاظ تاریخى، گروه هاى جوان ایجاد شده و به همراه آن، نهضت هاى بزرگى راه افتاده اند.

بنا بر تأكید هانتینگتون در دهه گذشته، جوانان در بسیارى از جوامع مسلمان، بیشتر از 20% رشد داشته اند. این نسلى است كه نیروهاى اجتماعى را براى سازمان ها و نهضت هاى اسلامى آماده مى كند.

وى به طور نمونه، به افزایش نسبت جمعیت جوانان «ایران» در سال 1970 م. اشاره مى كند و مى افزاید: در این دهه، انقلاب اسلامى ایران ایجاد شد.
افزایش 20 درصدى جمعیت جوانان در «الجزایر»، در اواخر دهه 80 م. و اوایل دهه 90 م. منجر به پیروزى مسلمان در انتخابات شد. از سوى دیگر، جمعیت هاى بزرگتر نیازمند منابع بیشترى هستند. مردم این جوامع در آینده، مجبور خواهند شد براى رفاه خود، به فكر اشغال اراضى دیگران باشند.

همچنین كنار هم قرار گرفتن مسئله رشد جمعیت در یك فرهنگ و كند بودن رشد جمعیت در فرهنگ دیگر، نیازمند تعدیل سیاسى و جلوگیرى از خشونت است. بنا به تأكید وى، جمعیت كشورهاى اسلامى به گونه اى چشمگیر در حال افزایش است. این مسئله ظرف بیست سال آینده، باعث مهاجرت دسته جمعى جوانان مسلمان جویاى كار به غرب خواهد شد كه با توجّه به ظهور پدیده اسلام گرایى و مقابله با ارزش هاى فرهنگى غرب، براى غرب یك خطر محسوب مى شود.

از سوى دیگر، باید توجّه داشت فروپاشى ساختار خانواده در غرب، آنان را بیش از پیش، با خطر انقراض نسل مواجه مى كند و موج فزاینده گرایش به سوى اسلام براى آنان، خطر بالقوّه محسوب مى شود؛ چرا كه از نظر غربى ها، جمعیت مسلمانان، تهدیدى بسیار جدّى براى جهان غرب و تمدّن هاى غربى به شمار مى رود.

رفتار متناقض غرب درباره مسئله واحد جمعیت

در حالى كه بانك جهانى، صندوق بین المللى پول، صندوق رشد، یونیسف، یونسكو و فائو و ... با ژست هاى انسان دوستانه و در غالب برنامه هاى بهداشتى، سیاست هاى جمعیتى غرب در جوامع اسلامى و توسعه نیافته یا در حال توسعه را اجرایى مى كنند، پاپ دوازدهم در سال 1915 م.، در نطقى كه ایراد كرد، تأیید نمود، هر عمل جنسى كه منجر به تولید نسل نگردد، از نظر كلیساى كاتولیك محكوم شناخته مى شود.

بسیارى از كشورهاى غربى، مشوّق هاى مالى و حمایت هاى گوناگونى را براى سرپرست خانواده و به خصوص مادران براى افزایش جمعیت دارند؛ زیرا رشد جمعیت نامناسب، صفر یا منفى، موجب شده است هرم سِنّى آنها رو به پیرى برود. «فرانسه»، «آلمان»، «روسیه» و «اسپانیا» از جمله كشورهایى هستند كه در قوانین خود، با توسّل به انواع و اقسام مشوّق ها، مى كوشند تا مردم كشورهاى خود را به فرزندآورى تشویق كنند. اگر جمعیت، عامل فقر، چالش هاى مختلف و در مجموع زندگى سخت تر است، بنابراین باید همان سیاستى كه در قبال كشورهاى اسلامى و آفریقایى اتّخاذ مى شود، در كشورهاى غربى نیز اجرایى شود. این سیاست هاى متناقض در برابر یك موضوع واحد، نشان از عمق نگرانى غربى ها از افزایش جمعیت مسلمانان و ایجاد توطئه هاى گسترده علیه ساختار جمعیت مسلمانان جهان دارد.

بن بست ایدئولوژیك غرب و جنگ جمعیتى و فرهنگى با اسلام

ایجاد آمادگى و القاى انگیزه مقابله با مسلمانان در میان بافت عمومى جامعه غربى، در شرایطى كه در سراسر جهان و از جمله سرزمین هاى غربى، بروز نوعى رجعت به معنا و معنویت و میل به قبول اسلام، به معناى آئین رهایى بخش دیده مى شود، آن هم در عصرى كه بحران بن بست ایدئولوژیك عموم جوامع را در شرایط انفعالى فروبرده است و جوامع غربى با فساد اخلاقى، بحران هویت و ازهم پاشیدگى خانواده ها دست و پنجه نرم مى كنند، كشورهاى مستكبر و در رأس آنها، آمریكا و اسرائیل را بر آن داشته است كه از طریق فرهنگ، به مقابله همه جانبه با دین اسلام بپردازند.

تفاوت سیاست هاى جمعیتى در اسرائیل و كشورهاى مسلمان

روشن است كه صهیونیست ها با برنامه اى دقیق، عمیق و روز به روز، چه از ناحیه زاد و ولد و چه از ناحیه مهاجرت اتباع یهودى به كشور اسرائیل غاصب، افراد خودشان را هجرت مى دهند تا جاى سكنه آواره و بیرون ریخته شدگان از مسلمانان را كه فعلًا بر روى كوه ها چادر زده و میلیون ها نفر بدین ترتیب بى خانه و آواره زندگى مى كنند، پر نمایند و به جاى آنها، سكنا گزینند؛ این درباره دولت اسرائیل؛ امّا مسلمانان كه غالب این 147 كشور مورد برنامه كنترل قرار گرفته اند (و اسرائیل با آنها در مرام و عداوت در نقطه مقابل قرار گرفته است و پیوسته از دشمنى با آنها، آرام نمى نشیند) باید مقطوع النسل و عقیم گردند و این برنامه در جمیع كشورهاى اسلامى، به خصوص «اردن» كه هم مرز با این دولت غاصب است، جارى شود؛ یعنى اردن، دیگر فرزندى نیاورد. «سوریه»، «شام» و سایر سرزمین هاى اطراف فلسطین، همگى باید عقیم گردند؛ به طورى كه مورد تعریف و تمجید هیئت هاى بین المللى ضدّ جمعیتى قرار گیرند.

حالا یك پرسش استراتژیك

با توجّه به آنچه ذكر شد، جاى این پرسش استراتژیك است كه چرا و با چه هدفى، در كشورهاى جهان سوم و مخصوصاً كشورهاى اسلامى، سیاست هاى گسترده كنترل جمعیت، عقیم سازى و سقط جنین، با حمایت قدرت هاى سلطه جوى جهانى، در حال اجرا و توسعه است؟
پى نوشت ها:
______________________________
(1). گاردنر، 1386، ص 296.
(2).U .S .Agendy for Intern ational Developlent
(3).path Finder
منبع:
جنگ جهانى جمعیت (بررسى توطئه ها و سیاست هاى جمعیت در ایران و جهان)، صص 88- 73.


سایر مطالب این مجموعه: « سیر سقوط موالید

نوشتن نظر

طرح روز

جستجو

جدیدترین نظرات

اوقات شرعی