سـاعت چنگیــــزخـان! ...

سـاعت چنگیــــزخـان! ...

شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۴ ساعت ۲۰:۱۰
امتیاز این گزینه
(3 آرا)

او جمله مشهور ورد زبان ساعت‌سازان سوئیسی را برایم تكرار می‌كند: سوئیسی‌ها می‌گویند ما برای نیم درصد از مردم كشورهای مختلف ساعت تولید می‌كنیم؛ یعنی جامعه هدف آنها در «ایران» تنها نیم‌درصد مردم كشور است چون افرادی كه به دنبال این ساعت‌ها می‌آیند، اوّلاً جیب‌های پرپول و ثانیاً سلیقه‌های خاصّی دارند. ساعت‌های گران‌قیمت، همگی دست‌ساز هستند و تعداد محدودی از آنها تولید می‌شود؛ حتّی بعضی از ساعت‌ها پیش‌فروش می‌شوند.

ساعت‌های میلیونی در دستان میلیاردرهای خاص؛ اشرافیّت ارتجاعی‌ای که هنوز جولان می‌دهد.
او جمله مشهور ورد زبان ساعت‌سازان سوئیسی را برایم تكرار می‌كند: سوئیسی‌ها می‌گویند ما برای نیم درصد از مردم كشورهای مختلف ساعت تولید می‌كنیم؛ یعنی جامعه هدف آنها در «ایران» تنها نیم‌درصد مردم كشور است چون افرادی كه به دنبال این ساعت‌ها می‌آیند، اوّلاً جیب‌های پرپول و ثانیاً سلیقه‌های خاصّی دارند. ساعت‌های گران‌قیمت، همگی دست‌ساز هستند و تعداد محدودی از آنها تولید می‌شود؛ حتّی بعضی از ساعت‌ها پیش‌فروش می‌شوند.
اینجا ساعت‌ها حكم جواهرات گران‌قیمتی را دارند  كه انگار عقربه‌هایشان هر بار تكان می‌خورند، چرتكه می‌اندازند و قیمتشان را به رخ صاحبانشان می‌كشند. وقتی از پشت ویترین چشمت به قیمت‌های نجومی ساعت‌ها می‌افتد، تازه می‌فهمی وقت طلاست یعنی چه؟ برای آنهایی كه پیاده‌روی خیابان وليّ‌عصر(عج) را پیاده گز می‌كنند، حتماً پاساژ مشهوری كه بین «زعفرانیه» و «محمودیه» قرار دارد و مغازه‌هایش ساعت‌های لوكس می‌فروشند، آشناست. فروشگاه‌هایی كه قیمت ساعت‌هایشان گاهی با قیمت یك دستگاه آپارتمان مبله در شمال «تهران» برابری می‌كند. اینجا ساعت‌ها فقط عقربه‌هایی كه زمان را نشان می‌دهند، نیستند؛ بلكه كالایی لوكس و اشرافی هستند كه شاید تنها چند صد نفر توانایی خرید آن را داشته باشند.

••• جنس طلا، بدنه الماس
نمای بیرونی پاساژ با پوستر بزرگی كه پشت یكی از ویترین‌ها چسبانده شده و چهره دو مرد را درحالی كه ساعت‌هایشان را مقابل چشم عابران گرفته‌اند، آن‌قدر جذّاب هستندكه كنجكاوی رهگذران را برای سرك كشیدن به داخل پاساژ تحریك كند. داخل یكی از فروشگاه‌ها می‌شوم و جوان آراسته و مؤدّبی، انگار كه از دور من را شبیه یك دسته اسكناس دیده باشد، جلو می‌آید و می‌گوید: در خدمتم. می‌گویم كمی اطّلاعات از قیمت ساعت‌هایتان و گران‌قیمت‌ترین آنها می‌خواهم و خلاصه چراغ صحبتمان را روشن می‌كنم.
باور نمی‌كند، من كه سر و وضعم بیشتر به دانشجوهای ندار می‌خورد، این‌قدر پول داشته باشم كه گران‌قیمت‌ترین ساعتشان را بخرم. كمی وراندازم می‌كند و بعد مثل اینكه توضیح دادن درباره ساعت‌های فروشگاه مثل ادای دین به آنهاست، با شور و حال خاصّی از قیمت‌ها شروع می‌كند: گران‌ترین ساعت‌ ما نوزده میلیون تومان قیمت دارد و جنس آن از طلاست و در بدنه‌اش الماس به كار رفته است. ارزان‌ترین ساعت شركت ما هم چیزی در حدود 6 میلیون تومان می‌شود.
خوابم؟ این اوّلین سؤالی است كه بعد از شنیدن قیمت‌ها یقه‌ام را می‌گیرد.

••• ساعتی با قیمت یک میلیارد و 200میلیون تومان
افراد خاصّی و آن هم از قشر مرفّه می‌توانند ساعت‌های ما را خریداری كنند. ساعت‌های 200، 300 هزار تومانی هم كار آدم را راه می‌اندازد؛ ولی بیشتر مشتری‌‌ها یا به قول معروف، مدباز هستند یا به دنبال اجناس لوكس می‌گردند.
این حرف‌ها را جوانك فروشنده در جواب سؤال‌هایم كه دارد مشكوكش می‌كند، می‌گوید و می‌پرسد: ببخشید؛ ولی این اطّلاعات به چه درد شما می‌خورد؟
اینجاست كه مجبورم هويّتم را فاش كنم و قول دهم به شرطی كه اسمش را در گزارش نیاورم فقط از اطّلاعاتش استفاده كنم. او كه 12 سال سابقه كار در ساعت فروشی دارد، می‌گوید:‌ بیشتر، خانم‌ها مشتری ما هستند و دلیلش هم چشم و هم‌چشمی بین آنهاست. اصلاً ساعت، عینك، كیف و خودنویس جزو اجناس لوكس به حساب می‌آید.
جوان فروشنده مثل هركس دیگری كه می‌خواهد خودش را در شغلش حرفه‌ای نشان دهد، به آمارهای جالبی اشاره می‌كنــــد:

الآن در سوئیس 130 برند تولید می‌شود كه هم گران‌قیمت است و هم ارزان‌قیمت. گران‌ترین ســـــــاعتی كه به گوشم خورده متعلّق به برند (Patecphilippe) با قیمت یك میلیارد و دویست میلیون تومان است!

••• ساعت چنگیزخان
وقتی به یكی دیگر از فروشگاه‌های این پاساژ و مشهورترین آنها وارد می‌شوم و به دنبال اطّلاعات، راهنمایی‌ام می‌كنند به سمت میزی كه پشت آن، پیرمرد كراوات‌زده‌ای نشسته است، پیشاپیش از نگاهش می‌فهمم بازنده‌ام. بدون هیچ حرفی و تنها با دادن یك كاتالوگ به زبان انگلیسی، در واقع دست به سرم می‌كنند و...
به فروشگاه دیگری می‌روم كه 3 برند مشهور سوئیسی را می‌فروشد. جوان فروشنده با روی خوش پشت میز می‌نشیند و درباره ساعت‌هایشان توضیح می‌دهد: گران‌ترین ساعتی كه فعلاً در فروشگاه داریم سی و نه میلیون تومان است؛ امّا اگر بخواهید سفارش ساخت از روی كاتالوگ شركت را بدهید، قیمت‌ها تا مرز یك میلیون دلار هم می‌رسد.
اینجا تهران است. من الآن در یك ساعت‌فروشی در شمال تهران هستم. این جمله مثل یك پیام مهمّ تلگرافی در ذهنم چرخ می‌خورد تا من را به واقعیت، همچنان وصل نگه دارد.
حرف‌های فروشنده دوباره مرا به خود می‌آورد، وقتی درباره علّت گرانی ساعت‌ها می‌پرسم. دلیل اصلی گرانی این ساعت‌ها، برند آنهاست. درست است كه طلا و سنگ‌های قیمتی هم در آنها به كار رفته و همگی دست‌ساز هستند، امّا برندها در این میان، نقش تعیین‌كننده‌ای بازی می‌كنند.
بلند می‌شود و از داخل یكی از كشوهای میز، كاتالوگی می‌آورد و ورق می‌زند تا می‌رسد به صفحه چنگیزخان! صفحه‌ای كه توضیحاتی درباره ساعتی با نام چنگیزخان نوشته كه تنها سی عدد از آن در دنیا وجود دارد و تازه همه پیش‌فروش شده‌اند؛ با قیمت نجومی هشتصد میلیون تومان!
او به ساعت‌های شگفت‌انگیز دنیا اشاره می‌كند و می‌گوید: یكی از برندهای مشهور، صفحه ساعت‌هایش را از خاك كره ماه می‌سازد و در ازای، تكّه‌ای از كشتی تایتانیك را در بدنه ساعت به كار برده است!

••• و حکایت آن نیم درصد
توقّع دارید با این قیمت‌هایی كه به گوشم خورده برای جمع‌بندی این گزارش چه چیزی بنویسم؟! فعلاً در این شرایط باید یك‌بار دیگر به همه چیز فكر كنم. به آن نیم درصد مردمی كه می‌توانند این ساعت‌ها را بخرند، به ساعت‌هایی كه دیگر فقط نمایانگر زمان نیستند و حتّی به دست‌فروش‌های این شهر بزرگ كه ساعت‌های چینی دوهزار تومانی می‌فروشند و به خیلی چیزهای دیگر كه فكر می كنم، چراغ سؤال‌های زیادی را در ذهن شما روشن كرده باشد. سؤال‌هایی از این جنس که وقتی اکثریت مردم در مخارج روزانه‌اشان وامانده‌اند، این اشرافیّت ارتجاعی تا کجا و تا به کی مانور مبتذل خود را ادامه خواهد داد؟

2 نظر

  • لینک نظر اميد جمعه ۰۵ تیر ۱۳۹۴ ساعت ۱۸:۲۷ نوشته شده توسط اميد

    سلام
    مطالب شما خيلى مهم هستند اما كو گوش شنوا ... چشم بينا پيشكش .
    در مورد نوشته خواهرمون سارا خانم بايد بگم كه اين پايان كار اشرافيت و فساد است و به زودى سقوط ميكنند و نميتوانند خود را پشت شعارهايى مثل اطاعت از رهبرى و غيره پنهان بكنند ، آنها نه تنها براى ملت بلكه براى رهبر اين كشور هم قائل به احترام نيستند و مثل آتشى كه به اوج رسيده ، فرو خواهند رفت ، تا عبرتى براى آيندگان باشند.

  • لینک نظر سارا يكشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۴ ساعت ۰۵:۴۶ نوشته شده توسط سارا

    مرگ بر اشرافیتی که انقلاب ما رو مصادره کرد
    دور از ذهن نیست ودور از دید نیست که روزی برسد جوانان مسضعفی که درحق شان جفا شده باچاقو برپیکره متظاهر نما پوچ اشرافیت بزند وان را متلاشی کند
    دیگر خیلی دیر میشود تا مقام رهبر فتوا مبارزه با اشرافیت سردهد اقا فقط عمل میخایم داد زدن که کار...

نوشتن نظر

جستجو

اوقات شرعی